Добавить новость

او را به بهای بهشت خریدند

دوستش می‌گفت: انداختمش روی دوشم. در ظاهر بدنش سالم بود. گفت «پام درد می‌کنه، فقط به بابام بگین.» می‌گفت: «روی دوشم بود تا آمبولانس رسید.» وقتی آمبولانس آمد، مهدی هنوز نفس می‌کشید، حرف می‌زد. حتی به یک خانم گفته بود: «به بابام زنگ بزنید، بگید حالم این‌طوری شده.»، اما توی بیمارستان بیهوش شد. وقتی ما رسیدیم بیمارستان، دیدیم نفس می‌کشد، اما هوشیاری نداشت. دکتر گفت: خونریزی مغزی کرده و من فقط نگاهش می‌کردم. انگار خدا همیشه مراقبش بود
Губернаторы России



Заголовки
Заголовки
Moscow.media
Ria.city

Новости России




Rss.plus

Музыкальные новости


Новости тенниса







Новости спорта